بسمه تعالی
تغییر شرایط به نفع وکلا یا تغییر شرایط به نفع مردم
با توجه به ادعای کانونهای وکلای دادگستری مبنی بر اجباری شدن #وکالت_دادگستری در همه پرونده ها و پر رنگ تر شدن این ادعا با گذشت هر روز ، با االقا نوش دارو بودن امر، به خصوص مورد مطالبه قرار دادن این موضوع در درخواستی که از سوی وکلا به ریاست محترم جمهور تقدیم گردید ، ضرورت ایجاد گردید تا به نکاتی اشاره نماییم ، اگر چه ریاست محترم جمهور نیز از تدبیر کافی برای رد چنین درخواستی برخوردار هستند و تالی فاسد ان را پیش می بینند .
اولین نکته انست که چه ضرورتی دارد تا #وکالت_اجباری گردد ؟ به عبارت دیگر چرا و چگونه ؟
عملا هیچ دلیل عقلایی برای این کار وجود ندارد و چنین تصمیمی هیچ یک از نیاز های جامعه را پاسخگو نیست . به علاوه انکه با وچود هجده میلیون پرونده در دستگاه قضایی و مراجع شبه قضایی وکلا باید همراه با طرح این ادعا شرح میدادند که طرح #وکالت_اجباری به شکلی باید به اجرا در اید ؟ در فرض موافقت با درخواست وکلا ، اولین سوال این است که این طرح چگونه و در بستر کدام قوانین اجرا گردد ؟
دومین نکته انست که در صورت اجرای طرح تامین اعتبار لازم جهت پرداخت حق الوکاله از کدام منبع و بر عهده کیست؟
اگر بفرمایند مردم ! پاسخ تنها یک لبخند است !!!
مگر میشود کسی را بدون قصد و رضا ، با اجبار و نه حتی اکراه پای تنظیم قرار داد اورد ؟ مگر#وکالت_به_عنف هم می شود؟
مگر میتوان از کسی با اعمال زور دفاع کرد ؟ کسی که نیازی به دفاع ندارد ، جه دلیلی وجود دارد تا از چنین فردی دفاع به عمل اید
ضمنا اگر مردم بخواهند چنین وجهی را پرداخت نمایند این تصویر قابل پیش بینی است که پرونده های دادگستری ار هجده میلیون بلافاصله به سی و شش میلیون پرونده افزایش خواهد یافت ، چون هجده میلیون هم دعوی اعسار از پرداخت حق الوکاله می بایست مورد رسیدگی قرار بگیرد
اما اگر بفرمایند دولت !
باید گفت اساسا دولت چنین اختیاری ندارد که پول وحق مردم روستا را که سال تا سال رنگ دادگاه و دادسرا و پاسگاه را نمی بینند به افرادی بپردازد که فقط به دلیل بهرمندی از امکانات بیشتر حین بهره برداری دچار مشکل و مجبور به طرح دعوی گردیده اند .
لذا دولت مطلقا نمی تواند بیت المال و حقوق روستاییان را به سمت جیب شهر نشینان هدایت نماید .
سومین نکته انست که بلحاظ رفتار وکلا با مردم ، در همین شرایط فعلی که کانون ها مدعی بیکاری وکلا هستند و این بدان معناست که کسی به تخصص وکلا نیازی ندارد و اگر نیاز دارد اعتماد ندارد ، غرور و فخر فروشی وکیل در رفتار او قابل تحمل نیست به طوری که حتی توسط نابینایان هم دیده می شود ، وای بر ان روزی که مراجعه مردم به وکلا اجباری باشد !!!
کانون برای حذف این گونه حواشی و تعدیل رفتار وکیل در جامعه چه تدبیری دارد؟
چهارمین نکته وضعیت دانش و سواد وکلای دادگستری است ، تنها با یک تحقیق میدانی به صراحت می توان در یافت که یکی از دلایل عمده اطاله دادرسی و تشکیل پرونده های متعدد بی نتیجه ، سپردن پرونده به وکیل یا عمل به ارشاد و نظرات وکلای دادگستری است . به عبارت دیگر می توان گفت وکلای ما کیفیت اجباری شدن را ندارند .
هر چند دلایل متعدد دیگری هم در نظر نگارنده هستند که به جهت منع اطاله کلام به موارد مذکور کفایت می نماید و امید انکه مسئولان نهاد وکالت بجای جستجوی مقصر و مظلوم نمایی ، هر چه سریع تر نسبت به اتخاذ تصمیم صحیح و اعمال تغییرات ساختاری ، موجبات ارایه خدمات بهینه را فراهم اورند.
طیبة الله انفاسکم
برچسبها: اتحادیه, موسسه, مشاوران, حقوقی, موسسات
نوشته شده توسط مهدي همتي
| لینک ثابت |
انديشه فرايندنگر حقوق نوين...
ما را در سایت انديشه فرايندنگر حقوق نوين دنبال میکنید
برچسب: تغییر,شرایط,وکلا,تغییر,شرایط,مردم,
نویسنده:
بازدید: 31
تاريخ: پنجشنبه
23 شهريور
1396 ساعت: 0:29